چه كسی می‌تواند درباره اسلام بگوید که اسلام، دین غم و اندوه و گریه و زاری و بی‌نشاطی است؟ در حالی كه قرآن با صراحت می‌گوید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّیبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِی لِلَّذِینَ آمَنُواْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خَالِصَةً یوْمَ الْقِیامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآیاتِ لِقَوْمٍ یعْلَمُونَ».( سوره اعراف/32) اصلاً درست به عكس است؛ اسلام، دین نشاط است.

این آیه که از محكمات قرآن و صریح می‌باشد ـ در سال‌های آخر بعثت، و حتی در سال‌های آخر هجرت نازل شده است و می فرماید: ای پیغمبر! در برابر كسانی كه بسیاری از مواهب زندگی را تحریم می‌كنند، اعلام كن و بگو چه كسی زینت و آرایش و زیبایی‌هایی را كه خداوند از درون طبیعت برای بندگانش بیرون كشیده، حرام كرده است؟ چه كسی روزی‌های پاك، مواهب پاك، مواهبی را كه انسان از آنها لذت مشروع و صحیح می‌برد، حرام كرده است؟

بگو این مواهب، این روزی‌های پاك، این زیبایی‌ها، برای مردم با ایمان، هم در همین زندگی دنیا است و هم در زندگانی جاوید و آخرت؛ اما با یك تفاوت و آن تفاوت، این است كه در این دنیا، زیبایی‌ها با زشتی‌ها آمیخته و آلوده است؛ شادی‌ها به غم‌ آلوده و آمیخته است؛ ولی در دنیای دیگر، در روز رستاخیز، این زیبایی‌ها و این مواهب پاك، برای مردم با ایمان به صورت خالص وجود دارد.

اگر انسان بخواهد به عنوان جهان‌بینی اسلامی بگوید اسلام در زمینه لذت و نشاط در زندگی چه نظری دارد و این آیه قرآن كریم را جلوی خود بگذارد، چه می‌فهمد؟ می‌فهمد اسلام اصولاً به بهره‌مند شدن از زیبایی‌ها، مواهب زندگی و عوامل نشاط آور اهمیت می‌دهد.

طبیعی است كه خداوند در این دنیا، نشاط و شادی را با غم، همراه قرار داده است. نشاط و شادی خالص در دسترس هیچ كس نیست؛ ولی در حدودی كه قوانین و حق و عدالت اجازه می‌دهد، مردم با ایمان از آن بهره‌مند شوند و مال آنها است: «قُلْ هِی لِلَّذِینَ آمَنُواْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا».( همان)

ولی به شما مردمی كه علاقه به نشاط دارید می‌گوییم كه اگر نشاط خالص در زندگی دنیا میسر نیست، در روز رستاخیز نزد خدا مردم با ایمان و پاك عمل به این آرزوی دیرین می‌رسند، به شرط ایمان و نیکوکاری. آیا با چنین مطلبی می‌توان گفت كه اسلام، نشاط را بی‌ارزش تلقی كرده است؟
در آیات، روایات و سیره معصومین(علیهم السلام) به بحث نشاط و شادی پرداخته شده است.

مثلاً در آیه 58 سوره یونس می‌فرماید: «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُون»: «بگو به فضل و رحمت خدا باید خوشحال شوند كه از آنچه گردآورى كرده‏اند بهتر است» و یا در روایات آمده که حضرت رسول (صلی الله و علیه و آله) با مردم شوخی و مزاح می‌فرمودند.

مثلاً شوخی حضرت با پیرزنی که نزد ایشان آمده بود و فرمودند پیرزنان به بهشت نمی‌روند. آن پیرزن ناراحت و گریان شد. بعد حضرت فرمودند: جوان می‌شود و وارد بهشت می‌شود، و یا قضیه خرما خوردن حضرت با حضرت امیر(علیه السلام) و یا روایات متعددی که در مورد مطلوبیت شادی آمده و شادی را از ویژگی‌های مۆمن ذکر کرده است.

در وسائل ‏الشیعه به نقل از کافی آمده است: «ما من مۆمن الا وفیه دعابه...»: «هیچ مۆمنی نیست مگر این که در او شوخی وجود دارد.»(حر عاملى، ج12: ص112) و یا روایات ادخال سرور در قلب مۆمن که حضرت رسول(صلی الله و علیه و آله) می‌فرمایند: «من سر مۆمنا فقد سرنی و من سرنی فقد سر الله عزّوجل»: «هرکس مۆمنی را شاد کند مرا شاد کرده و هر کس مرا شاد کند خداوند عزوجل را شاد کرده است.» (حر عاملى، 1367، ج16: 349)

حال با این وجود همه روایات و آیات، باز جای تعجب است که عده‌ای دین اسلام را دین غم معرفی می‌کنند.

بیش از چند صد آیه از قرآن كریم، مردم مسلمان را به ایمان و راستی و درستكاری دعوت می‌كند و به آنها می‌گوید: اگر در این دنیا روی حساب زندگی كردید؛ با عدالت، پاكی، درستی و ایمان صحیح، آن وقت به شما بهشت می‌دهیم. مگر صدها آیه قرآن، مردم با ایمان را به بهشت وعده و نوید نمی‌دهد؟ خوب‌، بهشت چیست‌؟

تابلویی كه قرآن از بهشت ترسیم می‌كند، یك زندگی سراسر نشاط و بهره‌مندی از تمام زیبایی‌های خالص و پاك را نشان می‌دهد. مگر تابلویی كه قرآن از بهشت ترسیم می‌كند، غیر از این است؟

باغ‌های زیبای با صفا، پر از انواع میوه‌ها و گل‌ها، بر بستر آن باغ، جوی‌های روان، آب‌های زلال روان، بهترین آب‌های آشامیدنی‌، بهترین همسران‌، بهترین پذیرایی كنندگان‌، بهترین تخت‌ها برای آرمیدن و آسایش كردن‌، زیباترین بسترها از نرم‌ترین و چشم گیرترین پارچه‌ها... «فِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْینُ»؛( سوره زخرف/71) آنچه چشم‌ها از دیدنش لذت می‌برد و آنچه دل اشتها می‌کند.

آیا مذهبی كه به مردم با ایمان و درستكار می‌گوید سرانجام پاداش شما در دنیای جاوید، چنین زندگانی است‌، می‌تواند مذهبی ضد نشاط باشد؟ همین مذهب و كتاب است كه می‌گوید این بهره‌مندی‌ها در این زندگی دنیا هم، برای مردم با ایمان هست‌؛ گرچه خالص نیست و مثل همه چیزهای دیگر، به طور طبیعی به ناكامی‌ها آغشته است.

با چه جرأتی قرن‌ها به مسلمان‌ها، بی‌نشاطی در زندگی را تلقین کرده‌اند؟

موضوع :